دوازده

از آخرین باری که دروازهبان بودم مچ همین دست آسیب دید و مجبور شدم گچ بگیرم؛ موعد باز کردنش خورد به تابستون 402 که نمیتونستیم از خونه بریم بیرون و مجبور شدم آب جوش بریزم روی گچ و با چاقوی اره ای ببرمش که نتیجهاش شد اون زخم جوش خورده کف دستم که هنوز بعد دوسال جاش مونده. لامصب انگار شاهرگ بود که خونش بند نمیومد😂 بعدم که MRA و کیست و اینا و منی که همچنان عاشق پست دروازه بانیام.
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم شهریور ۱۴۰۴ ساعت 12:39 توسط مَرضیه
|