سیزده
پاییز منو میترسونه. منو یاد روز هایی میندازه که دایی زندان بود و مامان هر شب گریه میکرد. روز هایی که بچه ها با گریه و کتک از مدرسه برمیگشتن خونه و کاری از دستمون برنمیومد.
خیلی امیدوارم بودم که پاییز امسال متفاوت باشه ولی انگار روز های ترسناک زندگی قراره تکرار بشن.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۴۰۴ ساعت 22:57 توسط مَرضیه
|