صد و چهل و نه
اون شب دو تا پسر بچه رو که مشخص بود دوقلوی همسانن، ورودی رستوران دیدم. بهشون گفتم اسمتون چیه؟ یکیش گفت من سامیارم. به اون یکی گفتم تو اسمت چیه؟ گفت کاکا.
کاکا به زبون ما میشه برادر و از حرفاشون متوجه شدم زبونمون به هم نزدیکه ولی متعجب بودم که چرا این اسمو برای بچه انتخاب کردن. چند دقیقه بعد پدرشون از رستوران اومد بیرون و متوجه شد که باهم حرف زدیم. گفتم آقا پسرتون میگه اسم کاکاعه. خندید گفت ما بوشهریها به برادر میگیم کاکا؛ این پسر منم چون برادرش کاکا صداش میزنه فکر میکنه اسمش کاکاعه😂
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم شهریور ۱۴۰۵ ساعت 13:32 توسط مَرضیه
|