صد و پنجاه و هفت
تو آخرین تمرین رانندگی مون، توی مرحله راه انداختن ماشین، روشن میکردم ولی بخاطر عدم تعادل، به فاصله چند ثانیه دوباره خاموش میشد و این عمل، هفت/هشت بار تکرار شد. میدونستم مثل هر مرد دیگه ای رو ماشینش حساسه. هربار میگفتم بیا خودت بشین. اونم فقط با لبخند بغضی میگفت گیربکسو نابود کردی عزیزم، ولی فدای سرت، دوباره استارت بزن🥰😂
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور ۱۴۰۵ ساعت 1:47 توسط مَرضیه
|