صد و شصت و دو
بخاطر یه سو تفاهم به مامانم بیاحترامی کرد. مامانم انقدر بهش فشار اومد به من میگه به نشونه قهر بیا خونه ما تا حساب کار دستش بیاد. به هیچی کار ندارم. فقط دارم به این فکر میکنم که من سه ساله دارم مستقیم و غیرمستقیم به مامانم میفهمونم حالم با این آدم خوب نیست و کاری برام نکرده، و الان با اولین بیاحترامی که به خودش شده انتظار داره خودمو بندازم سر زبونا برم خونشون و مثلا قهر کنم. جالبیش اینجاست که میگه چیزی نمیشه که بیا اونا که اومدن معذرت خواهی کردن بعد برو.
دیشب بهش گفتم اومدم خونه بابام شاید دیگه برنگردم. میگه مطمئنی؟ گفتم چطور گفت میخوام بدونم. گفتم اگه بگم نه، چیکار میکنی؟ گفت هیچی چیکار باید بکنم؟
برگشتم چون خانوادهم آخرش برممیگردوندن.
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام شهریور ۱۴۰۵ ساعت 18:27 توسط مَرضیه
|