استوری تبریک اقوام و دوستان رو دید، بعد یه نگاهی بهم انداخت گفت «بو حالا که گئوت هم آزاد اوی مو هم یه وضعیتی نَنوم؟» :))

من شاهد تلاش هات بودم، هیچکس به اندازه شما دلسوز نبود که در هفته چند بار مسیر دو سه ساعته تا اصفهان رو بره و بیاد، چه شب هایی که از شدت خستگی بدون شام می‌خوابیدی و چه شب هایی که از شدت ناراحتی تا اذان صبح پهلو به پهلو می‌شدی...

دمت گرم مرد؛ هیچکس زحماتت رو فراموش نمیکنه❤️